درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : mah die
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگم چطوره؟عیب ها و حسن هاشو لطفا بهم بگید







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
توت وحشی
دل تنگمو با هیچ کسم میل سخن نیست کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست




مادر بزرگم همیشه  میگفت دوست داشتن مثل دیدن است،مثل شنیدن  مثل وقتی که گرمت میشود یا سردت میشود...
 میگفت تو که تصمیم نمیگیری  که ببینی سردت میشود یا گرمت شود همه ی این موارد غیر رادی هستند
میگفت دوست داشتن هم غیر ارادی است...
نیاز به فکر کردن و برنامه ریزی ندارد ...
مادر بزرگم میگفت اگر دیدی کسی را بی اراده ،بی آنکه برایش برنامه ریزی کنی دوستش داری
احتمال دارد به زودی عاشقش شوی ...
اما اگر با برنامه تلاش کردی شکلی از دوست داشتن شکل بگیرد...
کار به جایی نخواهی برد و منتظر باش تا او که باید پیدایش شود ...
مادر بزرگم میگفت نگران نباش او پیدایش خواهد شد ...
                                  او که بی اراده دوستش خواهی داشت....
مرتضی قدیمی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 21 اسفند 1394 :: نویسنده : mah die
نظرات ()
یه روز یکی بهم گفت هیچ  وقت بعد از ساعت 2 شی تصمیم نگیر و فقط بخواب
پرسیدم چرا؟
گفت به نظر من بعد از ساعت 2 یه هورمونی توی بدنت ترشح میشه که باعث میشه
یه تصمیمی بگیری یا یه کاری بکنی که هیچ وقت ساعت 7 صبح نمی کنی....
 بهت جیگر میده تا دیوونه بازی در بیاری...
کاری که میکنه اینه که بهت جرات اینو میده که به یه نفر بی چقدر دوسش داری یا چقدر دلت براش تنگ شده....
با خودم گفتم  پس من هرشب قبل از ساعت 2 میخوابم که هیچ وقت درگیر این هورمون نشم....
سالها از اون روز گذشت،ساعت 1:45 شب بود،توی تختم بودم و داشتم بهش فکر میکردم...
دیوونه وار عاشقش بودم و میدونستم که حسم متقابل نیست...
برای بقای دوستیم 1 سال این رازو پیش خودم نگه داشتم...
همین طور که داشتم فکر میکردم  و آهنگ گوش میدادم دیدم ساعت شده 2:15شب...
داشتم فکر میکردم که چجوری 30 دقیقه این قدر سریع گذشت که یهو بهم تکست داد...
گوشیمو برداشتم  دیدم میگه که "حالم خوب نیست"...
گفتم چرا؟چی شده؟
گفت دلم شکسته و شروع کرد به تعریف کردن که چجوری یه پسرو دوست داشته و چجوری
اون پسره دلشو شکسته.
همون بود که حس کردم اون هورمون تو بدنم جاری شده چیزایی نوشتم که الان نگاه میکنم،باورم نمیشه اینارو من نوشتم...
نوشتم که چقدر دوسش دارم و تو جوابم گفت"خودت میدونی که من عاشق یه نفردیگم"...
یاد اون بنده خدا افتادم که گفت بعد ساعت 2 هیچ تصمیمی نگیر...
گریه کردم...
براش نوشتم ببخشید خیلی وقت بود توی دلم بود بالاخره یه روز باید میفهمیدی...
ازش خواهش کردم دوستیشو ازم نگیره
هیچی نگف یه هفته گذشت و هردوتامون جوری رفتار کردیم که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده....
ولی بعد یه هفته
کم کم احساس کردم که دیگه کمتر باهام صحبت میکنه ...
یه هفته ی دیگه م گذشت ...
دیگه حتی سلامم نمیکرد....
فقظ یه نگاه می کرد بهم و منم توی چشماش غرق میشدم...
هر از گاهی هم بهش نگاه میکردم ، همین طور که میخندید بهم نگاه میکرد...
الان به جایی رسیده  که حتی جواب تکست هم نمیده...
از یه طرف خیلی ناراحت بودم که از دستش دادم از یه طرف خیلی خوشحال بودم که بالاخره حرف دلمو زدم
یه چیزی هم یاد گرفتم...
بعد از 2 شب هورمونی توی بدنت ترشح نمیشه بلکه قلبت شروع  میکنه به صحبت کردن....
از اون موقع هروقت بخوام تصمیمی رو از ته قلبم بگیرم ساعت 2 شب این کارو میکنم  
روز به معین آنتارکتیکا،هشتادو نه درجه ی جنوبی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 21 اسفند 1394 :: نویسنده : mah die
نظرات ()
خوش بختی از نگاه هرکس معنای متفاوتی دارد...
اما از نظر من آدم هایی خوشبخت اند که عشق به موقع به سراغشان می آید..




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 اسفند 1394 :: نویسنده : mah die
نظرات ()
بعضی ها عجیب  هستند...
با یک اتفاق می آیند و مینشیند ته ته دلت و با هزار بهانه و تلخی و اخم و تخم و دلیل دیگر از دلت نمیروند.
خوب میخندند...خوب گوش میکنند....
انگار آمده اند که مایه ی دلگرمیت میشوند
حتی  اگر نباشند رد پایشان روی دلت  میماند تا تمام عمر عشق میورزند حتی متلک هایشان به دلت مینشید...
بعضی ها عجیب خوبند...
یادشان که می افتی روحت جانی دوباره میگیرد...
یادشان که می افتی بی اراده لبخند به لبانت مینشد
بعضی ها را کم میبینی و حتی اگر نبینی باز با تو هستند...
بعضی ها عجیب می آیندو عجیب تر آنکه دیگر نمیروند حتی وقتی که از کنارت رفته اند...
میماند:لبخندشان....تصویرشان....حرفهایشان .. همه را پیشت امانت میگذارند و تو میمانی و یاد و آرزوی دیدار دوباره ی آنها..
بعضی ها عجیب خوبند...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 اسفند 1394 :: نویسنده : mah die
نظرات ()
دلم اندازه ی تموم دنیا گرفته.....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 اسفند 1394 :: نویسنده : mah die
نظرات ()
همه ی جوان ها یک روز عاشق میشوند
اما...
همه ی زندگی به آن عشق اول ختم نمیشود
معمولا آدم با عشق اولش ازدواج نمیکند
حتی گاهی با او حرف هم نمیزند اما احساس قشنگیست که همیشه خاطرات آدم را شیرین میکند...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 اسفند 1394 :: نویسنده : mah die
نظرات ()


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو